با درود فراوان
توی این پست ترجمه مصابحه با باتیستا را براتون میزارم.
البته ترجمه این متن مطلع به وبلاگ http://demonbatista.blogfa.com میباشد.

و اما متن مصاحبه و توضيحات آغازين:
*صحبتهاي باتيستا در مورد انتقالش به براند راو ،طرفداران ديوانه ،سامراسلم و بيشتر...*
مصاحبه کننده:کانال CJLO 1690 و برنامه ي راديوي "مين اونت راديو" به ميزباني Ryan Rider و Steve Rockamaniac
نوشته شده توسط :Steven Wilson
منبع:wrestlingnewsworld.com
ترجمه:Demonbatista.Ir
سوال1-امروز در خدمت Mr. Dave Batista هستيم که در حال حاضر همه هواداران قهرمان سابق سنگين وزن جهان در سراسر دنيا صداي او رو به طور زنده مي شنوند .اميدوارم بعداز ظهر خوبي رو در Mainevent داشته باشي.حالت چطوره؟
Dave:من توپم شما در چه حالي پسر.
سوال2-خيلي ممنون.شما به تازگي با انتقالي از SD به RAW مواجه بودي .احساست نسب به اين تدبير چيه؟کدام يکي از اين براندها رو در ارجحيت قرار مي دي؟
Dave:ميدونيد من خيلي جا خوردم از اين تصميم ولي موضوع خوبي که در آغاز اين نقل و مکان برام وجود داشت ،منتقل شدن Rey Mystrio به RAW بود .Rey يک دوست خوب واقعي برام به حساب مياد و او هر جا بره منم دنبالش مي رم.در واقع من دلبستگي هاي زيادي به SD داشتم و در عين حال با ترک کردنش ،احساس مي کردم دارم خانواده ام را ترک ميکنم و اين يک کم برام مشکل بود.در حقيقت من ارجحيتي براي اين دو قائل نيستم ولي به هر حال SD رو از کف دادم.
سوال3-وقتي هوادارانت تو رو ديدن در خيابان تمام موانع رو کنار زدند.(منظور همون منترال هست).آنها واقعا ديوانه ي تو بودند و سوال اينه که ديوانه ترين کار هوادارانت براي اينکه شانس ملاقات نزديک با تو رو از دست ندهند چي بود؟
Dave:(لووووول) مي دونيد من تجارب عجيب و قريبي در ديدار با زنان داشتم.مي دوني جالب ترين موضوع اينجاست كه مادري به همراه کودکش به سمت من بيايد و ناگهان کودکش را رها کند و خودش را با تمام وجود در آغوش من پرت کند.(واقعا جالبه)
سوال4-من به تازگي بيوگرافي تو رو خوندم و واقعا هم براي همه قصه هاي بين تو و مادرت جالب و دوست داشتني بود .اگر مايلي يکي از اون داستانها رو اينجا برام بگو:
Dave:پرانتز باز: الان که داخل ساختمان هستم طرفدارانم در بيرون از ساختمان دارن ميگن "سينا مزخرفه" اين در حالي هست که اگه سينا به جاي من اينجا بود اونا ميگفتن "باتيستا مزخرفه"(با خنده):پرانتز بسته.
مي دوني يک پسر بچه يک کتاب به من داد که مطالبي در مورد من نوشته بود و من 4 يا 5 روز درگير ملاقات با او بودم من شماره ي خودم و همچنين مادرم رو به او دادم و او هم با من و حتي مادرم هم مکالمه ي تلفني داشته .مي خوام اينو بگم که مردم خيلي به من نزديکند.و وقتي اينقدر نزديک باشن من در مورد مادرم هم سخن مي گم.ولي حقيقت اينه که من داستان خاصي در مورد مادرم ندارم.
بسيار زياد شده که طرفدارانم به من گفتن که ما بزرگترين طرفدار توهستيم واين درست نيست در حقيقت من اونارو به بزرگترين طرفدار تبديل کردم.من راهي جز گفتن اين حرف ندارم ولي بايد بگم که بزرگترين طرفدار من مادرم هست و بايد بگم بزرگترين حامي من مادرم هست.مي دوني مادرم هر جا ميره بر حسب عادت کلي مجله و کتابي که در مورد من هست رو باخودش حمل مي کنه و به همين جهت مي تونه بزرگترين حامي و هوادار من باشه.
سوال۵-Batista تو الان در حال تبليغ براي Neutrobolics هستي(نبايد زياد وقتتو گرفت.)تو کارتو از OVW آغاز کردي و در سال 2002 به WWE را پيدا کردي و در نهايت در يک راه 3 ساله در رسلمينا 2005 قهرمان جهان شدي.شايد زبان انسان از بازگو کردن اين پيشرفت سريع قاصر باشه.احساست در اين مورد چيه؟
Dave:اين هنوزم براي من يک تجربه ي غير قابل باور هست.و جالب از اين نظر که هر وقت به گذشته فلش بک مي زنم مي بينم که واقعا هم سريع بود.من حتي فکر نمي کردم که بعد از ميليون ها سال در رسلمينيا حضور داشته باشم.و واقعيت اينست که وجود انسان در هر روز اين تجارت يک موهبت محسوب ميشه، چرا که هيچ وقت نمي دوني که دورانت در اين بيزنس کي به اتمام ميرسه ،به خصوص براي من که در 30 سالگي وارد اين حرفه شدم.
سوال5- به تازگي تو درگيريهاي فراموش نشدني رو داشتي از جمله Rivalry تو با Undertaker .در اين خصوص يکم بگو و کار با آندرتيکر در جلو و پشت دوربين رو بيشتر بازگو کن؟
Dave:يک تجربه ي باورنکردني برام Taker بود .چيزهاي زيادي رو از او آموختم و حتي نمي تونم بگم که چقدر با وجود او پيشرفت کردم.Taker و من يک استيل مشابه در کشتي گرفتن داشتيم .يک استيل بسيار خشن و يک استيل پر هياهو و جنجالي.چيزهايي که ميتوانستيم با آنها در رينگ جادو کنيم.و همين بين ما باعث ايجاد يک جنگ اسطوره اي شد.من يک انسان مغرورم و اين براي همگان مشهوده ولي بايد بگم که درگيري بين ما يکي از بهترين درگيريهاي تاريخ کشتي حرفه اي هست.
من خيلي دوست دارم او رو به عنوان يک دوست خوب خطاب کنم ولي غروره من اجازه ي اينکارو نميده و من بايد بگم که مي خوام او بميره.(با شوخي و خنده)
سوال6-شايد در حال حاضر تو در رينگ بهترين باشي.ولي بزار برگرديم به زماني که توسط Powerplant در WCW آزمايش شدي و در آنجا اونها بهت گفتن که بدرد اين حرفه نمي خوري.در WCW همه گفتند هرگز نمي توني تو اين بيزنس موفق بشي؟احساست در مورد اون مقطع چيه؟الان فکر مي کني اونا رو پشيمون کردي؟
Dave:اين درست نيست .همه اينو به من نگفتن و در حقيقت يک نفر اينو به من گفت که اسمشو به خوبي به ياد ندارم و فکر مي کنم بهش مي گفتن Sarge.(سوال 7-سارگنت پارکر؟)دقيقا .اون يک احمق بود و تا جايي که به ياد دارم خيلي از تازه کارها رو رد کرد و اين به خاطر عقده اي بودنش بود.جالب تر چيز اينجاست که در اون power plant ي که در WCW دادم Chuck Plaumbo هم حضور داشت و او در اون آزمون قبول شد و من رد شدم.چاک در اون زمان منو به ياد نداره ولي من خوب اون مقطع رو به ياد دارم.اما اين دليلي بر تکذيب قاطعيت چاک نميشه ولي من از آن به بعد ديگه Sarge رو نديدم و اون روزها،روزهاي تلخي برايم بود و من هنوزم از sarge ناراحت هستم.
سوال8-بزودي و در همين يکشنبه 17 آگوست تو بايد به مصاف هم تيمي خودت "جان سينا" بري.انتظاري که ما مي تونيم از مسابقه ي بين شما دو تا داشته باشيم چيه؟
Dave:نمي دونم.ما هيچوقت در يک مسابقه ي One on One رسمي به مصاف هم نرفتيم و در OVW هم هر دومون حضور داشتيم و با هم مسابقه تک داشتيم ولي حقيقت اينه که ما هر دو بعد از آن مقطع تغيرات زيادي داشتيم و مسابقه ي تک به تکي نداشتيم و به خوبي مي دونم او يک کشتي گير فوق العادست ولي من تصميم ندارم توسط هر کسي از دوران اوج خارج بشم.
-مچکرم از اينکه وقتتو به ما دادي.
Dave: من هم همينطور.تشکر.
